بیکاری یک از معضلات اجتماعی است که همواره یکی از چالش های دولت ها در ایران بوده است. بالا بودن نرخ بیکاری اصولا باید تداعی کننده کمبود فضای اشتغال برای افراد آماده به کار باشد. اما در یکی دو سال اخیر، پارادوکسی در این مفهوم ایجاد شده است. در بسیاری از شرکت ها، یک موقعیت شغلی حتی ماه ها خالی می ماند، اما فرد مناسبی در فرآیند جذب، شناسایی و انتخاب نمی شود. اما نگاه به برخی از دلایل این اتفاق، تامل برانگیز است:
– رزومه زیادی برای آن موقعیت شغلی ارسال نشده است.
– رزومه های ارسال شده با موقعیت شغلی ارتباطی ندارند.
– نفرات دعوت شده، در مکان مصاحبه حاضر نشده اند.
این دلایل در بسیاری از شرکت ها و حتی برای سمت های سازمانی پرطرفدار هم تکرار شده اند و با فرضیه کمبود فضای اشتغال تضاد دارد. به عبارتی کار هست، کارجو هم هست، اما این دو به هم نمی رسند. قطعا ریشه یابی این پارادوکس نیازمند یک تحقیقات جامع از سمت سازمان های ذیربط است اما در اینجا به برخی از ریشه های چنین اتفاقی از نگاه خود به عنوان یک مشاور کسب و کار که در سازمان های مختلف در صنایع مختلف حضور دارم اشاره ای میکنم:
– تبلیغ افراطی کارآفرینی؛ که انگیزه بسیاری از جوانان را از استخدام در یک شرکت و نقش آفرینی موثر در قالب یک سازمان کم کرده است. این پدیده حتی در شاغلین هم اثرگذار بوده و بسیاری از آنها را به خروج از سازمان ها ترغیب کرده که متاسفانه نتیجه جالبی برای بسیاری از آنها نداشته است.
– فرصت های کاذب سرمایه زایی؛ مانند فعالیت در بورس، خرید و فروش ارز و طلا، فعالیت در حوزه رمزارزها و مانند این ها که افراد را به سمت کسب سرمایه ای مخاطره آمیز سوق داده اند.
– نبود مهارت های تخصصی؛ که ناشی از فاصله دانشگاه ها با فضای صنعت و کسب و کار است و باعث شده است فارغالتحصیلان توانمندی لازم را در کاربردی سازی دانش خود در فضای واقعی کسب و کار را نداشته باشند و در نتیجه به سمت مشاغل نامرتبط و با دردسر کمتر بروند. فارغ التحصیل کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی، در جایگاه مسئول دفتر قرار می نشیند و برای موقعیت شغلی کارشناس صادرات، کارجوی مناسب کمیاب میشود. در این موضوع، تمایل بیشتر سازمان ها به جذب افراد با مهارت های تخصصی نسبت به افراد صرفا با دانش و بدون مهارت، بسیار موثر است. اکثر سازمان ها، فارغ التحصیل رشته زبان انگلیسی که دوره آموزشی بازرگانی خارجی گذرانده است را به فارغ التحصیل رشته مدیریت بازرگانی که مهارت های بازرگانی را کسب نکرده است، ترجیح می دهند.
– وضعیت اقتصادی؛ که افراد را به سمت مشاغل با درآمد بیشتر، ولو بیربط با رشته تحصیلی یا تجربه و تخصص، سوق می دهد. به عبارتی فرد براساس هزینه های زندگی خود، حقوق مدنظر خود را مشخص می کند و تا زمانی که شغلی با حقوق متناسب با هزینه های خود پیدا نکند، تن به اشتغال نمی دهد. این موضوع ممکن است منجر به ماه ها خانه نشینی کارجو هم شود.
همانطور که ذکر شد، این ها تنها برخی از دلایل قابل تصور برای پدیده پارادوکس بیکاری در جامعه فعلی ایران است و قطعا ریشه یابی دقیق آن نیازمند یک تحقیقات و تجزیه و تحلیل اساسی است.
