استراتژی به سوی اقیانوس آبی شامل نوآوری در ایجاد بازار است. این استراتژی، بازار را تا حد ممکن گسترش می دهد و اغلب ارزش بالاتر با هزینه کمتر را امکان پذیر می کند. سه مولفه کلیدی در جابجایی موفق به سمت اقیانوس آبی وجود دارد:
– طرز فکر: همانند دنیای مدیریت چابک، استراتژی اقیانوس آبی اساساً تغییر ذهنیت است. این مورد شامل “گسترش افق های ذهنی و تغییر نحوه درک اینکه موقعیت ها در کجا وجود دارند” است.
– ابزار: مجریان موفق استراتژی اقیانوس آبی، از ابزارهای عملی به صورت سیستماتیک برای تبدیل تفکر استراتژیک به موقعیت های تجاری استفاده می کنند. آنها به خوبی می دانند که یکپارچگی و نظام مند بودن ابزارهای مورد استفاده، حرکت به سمت اقیانوس آبی را ممکن و تسهیل می کنند.
– انسان: حرکت به سمت اقیانوس آبی، نیازمند مجریان شایسته و توانمند است. این مجریان هستند که با استفاده درست از ابزارها، سازمان را در مسیر اقیانوس آبی به حرکت در می آورند. ویژگی های انسانی، بر میزان بهره وری مجریان در این مسیر اثرگذارند.
پنج مرحله برای بازتولید سیستماتیک موفقیت در این انتقال وجود دارد، که می توان با اجرای درست آنها، حرکت به سوی اقیانوس آبی را حتی در بوروکراتیک ترین سازمانی که در اقیانوس سرخ خونی به دام افتاده آغاز کرد. این پنج مرحله عبارتند از:
- انتخاب مکان مناسب برای شروع و ساخت تیم مناسب اقیانوس آبی برای ابتکار عمل
- روشن شدن وضعیت فعلی در زمین بازی فعلی
- کشف نقاط درد پنهانی که اندازه فعلی صنعت را محدود و اقیانوس قرمز ایجاد می کنند
- بازسازی سیستماتیک مرزهای بازار و ایجاد و توسعه فرصت های اقیانوس آبی جایگزین
- انتخاب حرکت مناسب به سوی اقیانوس آبی، انجام آزمایشات سریع بازار، نهایی سازی و شروع جابجایی
از طریق این فرآیند، سازمان قادر به حرکت از محدودیت های رقابت در صنعت موجود برای مهاجرت به سمت ایجاد ارزش بیشتر و در نهایت ایجاد ارزش جدید برای افرادی که در حال حاضر مشتری نیستند، خواهد بود.
