تفکر گروهی یا گروه اندیشی یک توضیح مشهور برای چگونگی تصمیم گیری نادرست توسط گروه های افراد است. ماهیت تفکر گروهی این است که گروه ها بر روی افراد فشار روانی ایجاد می کنند تا مطابق و موافق با نظرات رهبران و سایر اعضا باشند. در نتیجه در این شرایط، گروه ها حتی در صورت داشتن تمام اطلاعات لازم در اتاق فکر، ممکن است در انتخاب صحیح موفق نباشند، چرا که اعضا نمی توانند اطلاعات و نظرات مخالف خود را که می توانستند از تصمیمات غلط جلوگیری کنند، به اشتراک بگذارند.
عنصر اساسی هنگام تلاش برای جلوگیری از تفکر گروهی این است که ابتدا داده ها و اطلاعات واقعی را شناسایی و بر آنها تمرکز، و در گزینش آنها تا جای ممکن ترجیحات و طرفداری را متوقف کنید. سپس گروه ها باید براساس اهدافشان، تمامی گزینه ها را بررسی کنند. از همه اعضا باید کلیه اطلاعات مربوط به همه این گزینه ها درخواست و دریافت شود؛ حتی اگر این اطلاعات نافی گزینه هایی باشند که دیگر اعضا ترجیح می دهند. بعد از ارائه اطلاعات و گزینه های موجود از سمت تمامی نفرات، اعضای گروه باید شروع به بحث درباره ترجیحات خود یا دفاع از گزینه موردنظر خود کنند.
رهبران می توانند نقش مهمی در پرهیز از تفکر گروهی داشته باشند. تحقیقات نشان داده است رهبرانی كه فرآیند تصمیم گیری را هدایت می كنند، اما ترجیحات خود را بازگو نمی کنند و یا حامی گزینه های خاصی نیستند، گروه ها را به سمت جلوگیری از تفكر گروهی و تصمیم گیری بهتر سوق می دهند. رهبرانی که طرفدار گزینه های خاصی هستند، و به ویژه آن را در اوایل گفتگو اعلام می کنند، گروه های خود را به بیراهه می کشند و موجب تقویت خطای تفکر گروهی می شوند.
در پرهیز از گروه اندیشی، رهبران باید نقش یک کارآگاه بی طرف را بازی کنند، از تمامی نفرات گروه سوالات هدفمند بپرسند و همه واقعیت ها را جمع آوری کنند و پس از آنکه مطمئن شدند تمامی نفرات نظرات حقیقی خود را اعلام کرده اند، ترجیحات و انتخاب های خود را اعلام کند.
