سرندپیتی های کسب و کار (برگرفته از مجله مشاوریسم شماره 4 نوشته دکتر امیر نیک خواه)

در دهه 60 میلاد، شرکت 3M در حال تولید فلوروکربن برای فروش به عنوان مایع خنک کننده در تجهیزات تهویه مطبوع بود. روزی، مقداری از مایع فلوروکربن روی کفش های محققی که در آزمایشگاه 3M کار می کرد ریخت. بعد از آن در همان روز وقتی ناگهان مقداری از قهوه او روی کفش هایش ریخت، با کمال تعجب مشاهده کرد که چگونه قهوه به شکل دانه های مایع کوچکی در آمد و سپس بدون باقی گذاشتن لکه، از روی کفش هایش به پایین لغزیدند. او با تأمل در این پدیده، متوجه شد که مایع بر پایه فلوروکربن ممکن است برای محافظت از پارچه ها در برابر لکه های مایع مفید باشد، و بنابراین ایده Scotchgard متولد شد. متعاقباً، اسکاتچگارد به یکی از پردرآمدترین محصولات 3M تبدیل شد و این شرکت را وارد تجارت حفاظت از پارچه کرد، حوزه ای که هرگز برای ورود به آن برنامه ریزی نکرده بود.

کشفیات و رویدادهای سرندپیتی می توانند انواع و اقسام راه های سودآور را برای یک شرکت باز کنند. اما بسیاری از شرکت ها فرصت های سودآور را از دست داده اند، زیرا کشفیات یا رویدادهای ناخواسته با تصورات قبلی و یا استراتژی های برنامه ریزی شده آنها سازگار نبودند و درنتیجه از کنار آنها به راحتی گذشتند. در یکی از نمونه های کلاسیک از چنین نزدیک بینی استراتژیکی، در قرن 19 میلادی شرکت تلگراف وسترن یونین فرصتی را برای خرید حق اختراع الکساندر گراهام بل از دست داد. اختراع او تلفن بود، فناوری که متعاقبا تلگراف را منسوخ کرد.

بنابراین سازمان ها می بایست به مقابله با نزدیک بینی استراتژیک که منجر به مقاومت در برابر پدیده های جدید، فرصت های نوظهور و سرندپیتی ها می شود بپردازند و با گسترش وسعت دید خود، از شانس هایی که ممکن است فقط یک بار در خانه آنها را بزند استقبال کنند.