تله فقر یا چرخه فقر پدیده ای است که حداقل مردم ما به راحتی می توانند آن را درک کنند، زیرا در اقتصادهای مختلف به ویژه در کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته وجود دارد. تله فقر مکانیزمی است که مردم را در چرخه ای قرار می دهد که به طور پیوسته درگیر فقر می شوند، به طوری که فرار از آن برای آنها بسیار دشوار خواهد بود. وقتی در اقتصادی فقر ادامه دار باشد و رهایی از آن برای افراد غیرممکن باشد، بدین معنی است که در آن اقتصاد، تله فقر وجود دارد. و یا وقتی فقر از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود، یعنی تله فقر وجود دارد. این بدان معناست که چرخه ای از فقر وجود دارد که باعث می شود مردم همیشه فقیر بمانند.
دلایل زیادی برای بروز تله های فقر وجود دارد، که نقطه اشتراک همه آنها ناتوانی مردم در کسب سرمایه لازم برای به دست آوردن چیزهای اساسی و رفع نیازهای بنیادین است. اگر افراد جامعه برای ترک ناحیه فقر، نیازمند میزان قابل توجهی ثروت باشند، احتمال بروز تله فقر در آن کشور افزایش می یابد. وقتی در جامعه ای کمبود سرمایه یا دسترسی محدود به سرمایه وجود داشته باشد، فقر در اقتصاد آن جامعه به وجود آمده و ادامه می یابد. تله های فقر در شرایط مختلفی ایجاد می شوند مانند:
- حاکمیت یا دولت فاسد
- زیرساخت ها و امکانات اولیه ضعیف
- شرایط سخت محیطی
- بهداشت و آموزش ضعیف
- خشونت جامعه، جنگ،
- بلایای طبیعی و بیماری های همه گیر.
یکی از اقداماتی که دولت ها برای خروج خانواده ها از تله فقر انجام می دهند، کمک های مالی مستقیم به خانواده هاست که در دولت های اخیر کشورمان نیز شاهد این اقدامات از طریق یارانه و بسته های معیشتی بوده ایم. اما نکته اصلی خروج از تله فقر، همانطور که در ابتدا اشاره شد، وجود سرمایه لازم جهت رفع نیازهای اساسی است. سوال اینجاست که آیا واقعا مقدار یارانه و بسته های معیشتی، سرمایه موردنیاز برای خروج خانواده ها از چرخه فقر را فراهم می کنند؟ پاسخ به این سوال کاملا واضح است. با توجه به نرخ تورم در کشور و افزایش هزینه های زندگی در سال های اخیر، چنین مبالغی از سمت دولت هیچ تاثیری بر کاهش عمق تله های فقر در اقتصاد کشور نداشته است.
تصور کنید کودکی در خانواده ای که درگیر تله فقر است به دنیا می آید. خانواده توانایی لازم جهت تامین حداقل های مراقبتی و بهداشتی را قبل و بعد از تولد فرزندشان نداشته و ندارد. بنابراین احتمال اینکه این کودک درگیر بیماری های مختلفی شود افزایش می یابد. عدم پوشش مناسب درمانی در کشور و عدم توانمندی مالی خانواده، مانعی بر سر راه درمان کودک می شود. ضمن اینکه ممکن است هزینه های درمان، بر عمق این تله فقر بیفزاید؛ و حتی فاجعه های دیگر. همین کودک اگر این مرحله را به سلامت پشت سر بگذارد، به دلیل مشکلات متعدد نظام آموزشی کشور و همینطور به دلیل مشکلات مالی خانواده، شرایط مناسبی برای تحصیل نخواهد داشت. کودکان کار حاصل این چرخه مخرب هستند. بنابراین این کودک در آینده، اگر خوشبین باشیم و مسیر بیراهه ای را برای او متصور نباشیم، فرصت های کاری مناسب با درآمد کافی جهت خروج از تله فقری که از خانواده خود به ارث برده است را نخواهد داشت. بنابراین او نیز در تله فقر باقی خواهد ماند و آن را به فرزندان خود منتقل می کند؛ و این چرخه ادامه می یابد. روندی که در کشور ما چه از بعد گستردگی فقر در جامعه و چه از بعد عمق فقر در خانواده ها، در حال افزایش است.
بنابراین لازم است که دولت و حاکمیت بازنگری جدی در سیاست های کاهش فقر در کشور داشته باشند. به طور مثال آیا در چنین شرایطی، اتخاذ سیاست افزایش جمعیت بدون اصلاح عوامل فزاینده تله های فقر، تصمیم درستی است؟ به نظر می رسد در شرایط فعلی چنین سیاستی بدون تغییر در عوامل مذکور، بیشتر به تعداد نفرات درگیر در چرخه فقر می افزاید. به عبارتی دولت می بایست به اصلاح اثرات منفی سیاست های فعلی و اتخاذ سیاست های جدید با اثرات مثبت بر کاهش چرخه فقر در جامعه و اقتصاد بپردازد.
اما در اینجا باید نکته دیگری نیز اشاره کنیم. با توجه به شرایط نابسامانی که دولت های اخیر با آنها روبرو بوده اند، مانند کسری بودجه ها، فسادهای مالی و بانکی، تحریم های بین المللی و رشد فزاینده بدهی های دولت، به نظر می رسد که خود دولت نیز به نوعی درگیر تله فقر شده است. همانطور که اشاره شد جهت خروج خانواده ها از تله فقر، دولت باید سیاست هایی مانند تزریق مستقیم سرمایه به سرپرستان خانواده ها، گسترش تسهیلات درمانی و بهداشتی، ارتقای نظام آموزشی، و توسعه زیرساخت های کلیدی در کشور را در پیش گیرد. بدیهی است که چنین اقداماتی نیازمند دسترسی دولت به بودجه و سرمایه کافی است. بنابراین با شرایط مالی فعلی دولت، شاهد بروز تله فقر در دولت نیز هستیم.
در نتیجه با توجه به اینکه خروج دولت از تله فقر، پیش نیازی بر خروج جامعه از تله فقر است، به دولتمردان و حاکمیت کشور توصیه می شود که در ابتدا به درک و شناخت لازم از این مکانیزم مخرب برسند، و عوامل موثر، تقویت کننده و بازدارنده آن را شناسایی، و سیاست گذاری ها و استراتژی های لازم جهت خروج دولت از تله فقر را اتخاذ و اجرا نمایند. و در گام دوم به سراغ مقابله با تله های فقر در جامعه بروند. ضمن اینکه برون رفت دولت از این تله، به خودی خود اثر مثبتی بر وضعیت اقتصادی جامعه و برون رفت خانواده ها از چرخه فقر خواهد داشت. در این راستا کشور چین الگوی بسیار مناسبی است؛ کشوری که در سال 1980 دارای سرانه تولید ناخالص داخلی کمتر از کشورهایی مانند بنگلادش، چاد و مالاوی بود و تله های فقر به طور فزاینده ای در اقتصاد و جامعه آن در حال بروز بود، اکنون اقتصاد دوم جهان و طبق پیش بینی ها به زودی اقتصاد اول جهان است. نگاهی به مسیر این کشور در رسیدن به این جایگاه به خوبی گویای این حقیقت است که دولت چین در ابتدا خود را از تله فقر نجات داد.
دکتر امیر نیک خواه
مدیرعامل گروه نیک خواه
مشاور مدیریت و تجارت بین الملل
