نظریه پیچیدگی، سازمانها را بهعنوان سامانههای انطباقپذیر پیچیده معرفی میکند که اجزای آنها از طریق تعاملات پویا و غیرخطی به هم مرتبط هستند. در این دیدگاه، تصمیمگیری متمرکز به تدریج جای خود را به تصمیمگیریهای غیرمتمرکز و مشارکتی میدهد؛ بهطوری که افراد در سطوح پایینتر نیز در فرآیند شکلگیری استراتژیها سهم دارند.
این نظریه بر این باور است که سازمانها قادرند بدون دستور مستقیم از سوی مدیریت عالی، خودسازماندهی کنند و ساختارهای نوینی را بر اساس تجربیات و تغییرات محیطی ایجاد کنند. به همین دلیل، سازمانها باید به عنوان موجودیتهایی پویا و زنده تلقی شوند که همواره در حال تطبیق با شرایط جدید و همچنین ایجاد نوآوری و انعطافپذیری هستند.
علاوه بر این، نظریه پیچیدگی به تعامل همزمان بین نظم و آشوب در سازمانها اشاره دارد که این تعامل موجب رشد، یادگیری و بهبود مستمر میشود. از منظر این نظریه، تغییرات کوچک در یک بخش از سازمان میتواند به تغییرات گستردهای در کل سیستم منجر شود؛ امری که در اصطلاح به آن “اثر پروانهای” گفته میشود.
سازمانهایی که توانایی مدیریت و بهرهبرداری از این پیچیدگی را دارند، میتوانند به سرعت به تغییرات محیطی پاسخ دهند و در رقابتهای پویا برتری یابند. در نهایت، نظریه پیچیدگی به ما میآموزد که برای دستیابی به موفقیت بلندمدت، سازمانها نیازمند رویکردهایی هستند که همزمان به ساختارهای انعطافپذیر و نیز به فرآیندهای خودسازماندهی توجه داشته باشند.

📞 جهت هماهنگی مشاوره و آموزش:
واتساپ: 09362638687
ایمیل: me@amirnikkhah.com
صفحه اینستاگرام مشاوره مدیریت نیکخواه:
https://www.instagram.com/nikkhah_consulting