ممکن است شما دوستی داشته باشید که در استارتاپی کار می کند که شغل آنها شما را مجذوب می کند ( تنها 30 کارمند دارد، این چطور به نظر می رسد؟). یا اینکه شما از طرف یک آگهی به شرکتی آمدید که فقط سرمایه گذاری کرده و دیوانه وار استخدام می کند. یا شما تقریبا در حال پیوستن به نیروی کاری هستید و تصمیم گرفتید که فرهنگ استارتاپی بیشتر از زندگی شرکتی جذب شما شود.
این عالیست، واضح است که شما ایده ای از نوع محیط کاری که می خواهید در آن باشید را دارید. حالا موضوع فعلی، رسیدن به شغلی در شرکتی است که دوست دارید و شما را هیجان زده می کند.
این چیزی است که فضای استارتاپ را هدایت می کند، همانطور که شما به هر فرصت شغلی گرایش پیدا می کنید، باید چند چیز را در ذهن داشته باشید.
2 سوالی که قبل از راه اندازی یک استارتاپ باید از خودتان بپرسید:
– چه وظیفه ای مناسب شماست؟
– آیا مهارت های استارتاپ را دارید؟
چه وظیفه ای مناسب شماست؟
پس شما می دانید که می خواهید در یک استارتاپ کار کنید اما کاملا مطمئن نیستید که چه کاری می خواهید انجام دهید. خوب است که می خواهید به یک شرکت به خاطر گروهی بپیوندید اما اگر می خواهید طولانی مدت خوشحال باشید باید نقشی را بیابید که مناسب شما نیز باشد.
این جاییست که شما باید کمی تحقیق کنید. مصاحبه هایی را با کارکنان استارتاپی که به نظر جذاب می رسند را برنامه ریزی کنید. کمی از رسانه های اجتماعی در وب سایت تان از طریق وبلاگ ها استفاده کنید تا آنچه که شما را روز به روز در موقعیت های خاصی قرار می دهد را کشف کنید.توضیحات شغلی را به دقت بخوانید تا ببینید از انجام کدام کار بیشتر لذت می برید ( و از انجام چه کاری لذت نمی برید). ممکن است بخواهید تا یک مربی حرفه ای استخدام کنید.
شما همچنین باید بدانید که آنچه در فهرست ذکر شده، تصویر کلی نیست. این بدان معناست که نقش شما، بسته به اهداف و منابع شرکت به شدت مستعد تغییر است و ممکن است نیاز به این باشد که شما وظایف و مهارت هایی را به عهده بگیرید که خارج از مسئولیت های نرمال شما باشد.
چه مهارت های استارتاپی دارید؟
نکته دیگری که باید کشف کنید این است که آیا مهارت هایی فراتر از نیازهای وظیفه خود دارید؟
درنهایت به یک تیم کوچک با منابع محدود ملحق خواهید شد. هر کاری که می توانید را خودتان انجام دهید( بدون کمک مهندس، طراح، کپی رایتر و غیره) که این باعث می شود با اشتیاق بیشتری مدیران را استخدام کنید. علاوه بر این، کار در استارتاپ نیز نیاز به ساعت های طولانی کار کردن، کمی نوآوری و توانایی پوشیدن کلاه های متعدد را دارد.
مهارت هایی که مدیران استخدام را برمی انگیزانند عبارتند از:
1- داشتن قدرت ابتکار
2- انعطاف پذیری
3- توانایی تغییر سریع جهت
4- مسئولیت پذیر بودن
5- داشتن اخلاق کاری
6- داشتن علاقه و اشتیاق برای کارها و چالش های جدید
این مهم است که از خودتان بپرسید که آیا این مهارت ها را دارید با می خواهید بیشتر تمرین کنید. زیرا اگر این کار را نکنید ممکن است در محیط استارتاپی موفق نشوید.
هر استارتاپی متفاوت است. برخلاف باورهای عمومی یک جدول پینگ پنگ یا ساعت های انعطاف پذیر ندارد.
چگونه استارتاپ مناسبی را برای خود پیدا کنید؟ سوالات درستی را بپرسید، با کارمندان فعلی و سابق خود در ارتباط باشید و نشریات را بخوانید. همچنین از وقت خود در دفتر ( به عنوان مثال، قبل از مصاحبه) جهت ارزیابی شرایط استفاده کنید.
کار در استارتاپ مزایا و معایبی دارد که قابل توجه هستند. این مزایا عبارتند از کسب تجربه، اظهارنظر کردن بیشتر، حلقه های کمتر برای ترقی کردن از طریق کارهایی که انجام شده است، داشتن یک تیم کوچک و استوار و توانایی ساخت چیزی از ابتدا. معایب شامل عدم ضمانت ثبات شغل، تشکیلات کمتر، سود و منابع کمتر، سیستم ها و فضاهای بیشتر برای رشد و بازنگری.
واقعیت همه این ها این است که زندگی استارتاپ برای همه نیست، و شما باید بدانید آیا این قبل از تعهد به یک شغل مناسب است.
امیر نیک خواه
مشاور صادرات– مشاور بازاریابی – مشاور فروش – مشاور برندسازی– مشاور کسب و کار
